loading...

ظهور نزدیک است

بازدید : 138
جمعه 23 آذر 1403 زمان : 20:45

برای سوال چرا باید نماز اول وقت بخوانیم ، پاسخ های زیادی داده شده است یکی از این پاسخ ها این است که نماز اول وقت ، دارای ثواب بسیار زیادی است و در دین و شریعت به آن تاکید فراوانی داده شده است. برخی نیز نماز اول وقت خواندن را مانند ، میوه لیمو شیرین بیان کردند که هر چه از باز کردن آن بگذرد رفته رفته لیمو شیرین تلخ تر و بد مزه تر می شود.نماز نیز از ثواب آن کاسته شده ودارای اهمیت کمتری برای آن شخص است.

برای خواندن مطالب بیشتر به سایت گلدون مراجعه نمائید.

.

چند حدیث درباره نماز اول وقت و آثار آن

نماز اول وقت از جمله اعمالی است که توصیه های فراوانی به آن شده است. روایات متفاوتی وجود دارد که هر کدام به یکی از فضائل و برکات خواندن نماز در اول وقت اشاره دارد. در ادامه به برخی از این روایات می پردازیم:

  • رضایت خدا

امام صادق (ع): «اول وقت، خشنودی خدا و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه. و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم (ص) به حضرت علی (ع) فرمودند: نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است.»

  • راندن شیطان

پیامبر (ص): «شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد.»

امام صادق (ع): «ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید.»

  • بر آورده شدن حاجات

امام حسن عسکری (ع): «خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود: خدای من! كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود: حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم.»

فضلیت نماز اول وقت

عن ابی عبدالله جعفر بن محمدٍ الصادقعلیه الصلاةوالسلامقال: (سند این روایت هم سند معتبری است) مَن صَلَّی الصلواتِ المَفرُوضات فی اَوّلِ وقتِها فأقامَ حُدودَها رَفَعَها الملَکُ الی السماءِ بَیضاءَ نقیّة و هیَ تَهتِفُ به: حَفِظَک الله کما حَفِظتَنی، و استَودَعَک الله کما استَودَعتَنی مَلکاً کریماً. و مَن صَلَّاها بعدَ وقتِها مِن غیرِ علّةٍ فلم یُقِم حدودُها رَفعَها المَلَکُ سوداءَ مُظلِمَه و هیَ تَهتِفُ به: ضَیَّعتَنی ضَیَّعَک الله کما ضَیَّعتَنی و لا رَعاکَ الله کما لم تَرعَنی

احتمالاً مراد از حدود، به معنای جزء و شرط نماز نیست، زیرا این اگر نباشد، نماز باطل است. مراد از حدود، یعنی آن چیزهایی که در قبولی نماز لازم است، و در رأس آنها، توجه و حضور قلب است در حدّ میسور؛ چون حضور قلب هم گاهی برای افراد دشوار است، البته مجاهدت لازم دارد، زحمت کشیدن لازم دارد. با زحمت کشیدن و مراقبت کردن، می توان آن را تحصیل کرد. ولی درجاتی دارد. انسان تعمّد نداشته باشد در حال نماز که ذهن خود را جای دیگر ببرد.

گاهی ذهن به خودیِ خود منعطف می شود به یک جاهایی؛ به یک مسألۀ شخصی، به یک مسألۀ خانوادگی، به یک مسألۀ علمی، به یک مسألۀ سیاسی. در حال نماز، ذهن انسان منعطف می شود. به مجرّد اینکه توجه کردید که هان! ذهن دارد هرزه گردی می کند، در همان لحظه حواس را جمع کنید! متوجه بشوید که در مقابل خدای متعال ایستادید، دارید با او حرف می زنید، یعنی ذهن را برگردانید! ادامه ندهید! گاهی انسان از یک فکری، از یک ذهنیتی خوشش می آید، همینطور ادامه می دهد. ادامه ندهید! حضور قلب در این حدّ که میسّر است، بله، آن حضورِ قلبِ کامل شاید برای ماها ممکن نباشد یا آسان نباشد. پس احتمالاً مراد از اقامۀ حدود، این است و الّا اگر شرائط و اجزاء واجبۀ صلاة مفقود باشد، که نماز باطل است.

هر کس اینطور نماز بخواند، ملَکی که از جانب خداوند متعال مأمور شده است بر این نماز، این نماز را برمی دارد و با خود به آسمان می برد. مراد از آسمان، ارتفاع نیست، بالاخره سماء یک معنایی دارد، یک حقیقتی دارد؛ تنزَّل الملائکة و الروح، در اینجا تنزّلِ ملائکه و تنزّلِ روح یک معنایی در عرفِ ادبیاتِ قرآنی و اسلامی دارد. به همان معنایی که هست، هر چه هست. به هر حال، ارتفاع می کند. الیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطیِّب و العملُ الصالحُ یَرفَعُه. صعود الی الله کردن، یک معنا و مفهومی دارد، مفهومِ معرفتیِ عمیق و دقیقی دارد که شاید ما جزئیات آن را درک نکنیم، ولی به هر حال می دانیم چنین چیزی هست. پس این نماز را بَیضاء و نقیّة، سفید و روشن و تمیز این نماز را به طرف عالمِ بالا می برد.

این عمل، خود این نماز خطاب می کند به مصلِّی، نماز با ما حرف می زند. این اعمال هر کدام یک باطنی دارند، یک حقیقتی دارند؛ هم آن عملِ زشت یک حقیقتی دارد که در روز قیامت تجسّم پیدا می کند، هم این عمل زیبا یک حقیقتی دارد که در قیامت تجسّم پیدا می کند- ما این چیزها را درک نمی کنیم- با این مصلّی حرف می زند! می گوید: همچنان که تو مرا محفوظ نگهداشتی، خدا تو را محفوظ نگهدارد. معنای محفوظ نگهداشتن این نیست که خدا حفظت کند که زمین نخوری مثلاً، یا دشمنی به تو سیلی نزند. حفظ، یعنی احاطۀ لطفیِ پروردگار. همچنان که تو مراقبت کردی از من، خدا از تو مراقبت بکند. همچنان که تو مرا به دست یک فرشتۀ با ارزشی و عزیزی سپردی، خداوند هم تو را بسپارد به دستِ مثلاً فرشتگان یا برساند به منازل قربِ خود. اما نقطۀ مقابل این است که کسی نماز را بدون علّت تأخیر بیندازد؛

یک وقت انسان یک گرفتاری ای دارد که موجب می شود نماز را عقب بیندازد، این، مورد بحث نیست، بلکه آنجایی که اوّلِ وقت است، مؤذن ندا می کند: حَیِّ علی الصلاة! این شخص هم نشسته و گوش می کند! اصلاً اعتنایی هم نمی کند، نماز را به آخرِ وقت می اندازد مِن غیر عِلّةٍ، اقامۀ حدود هم نمی کند. شاید از خصوصیاتِ تأخیر هم یکی همین باشد که انسان وقتی نماز را تأخیر انداخت، آن حالتِ حضوری را که در اول وقت برای انسان آسان تر است، به آسانی برای انسان دست نمی دهد؛ آنوقت مَلَک این نماز سیاه و مُظلَم را بالا می برد؛ نمازِ ناپیراستۀ از اشکال را. این نماز هم با انسان حرف می زند! اهمیتِ نماز و اهمیت اول وقت در این حدّ است.

برچسب ها ثواب , نماز , اول , وقت ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 13
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 11
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 5
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 33
  • بازدید ماه : 39
  • بازدید سال : 328
  • بازدید کلی : 2689
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی